محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

19

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ آداب و اخلاق طبابت ] : و نيز ، از جملهء آداب و اخلاق طبيب ، با اتّصاف به اوصاف مذكوره ، بيست و دو امر است : اوّل : آن كه در هنگام معالجه ، خود را در ميان نبيند و شافى حق را - جلّ شأنُه - داند و بيند و دائم مستمدّ فيوض و بركات از او - سبحانه - باشد . و معلّم و استاد خود را بستايد و شكر و احسان او نمايد ؛ زيرا كه چنان چه پدر و مادر او باعث و واسطهء تولّد صورى و حيات جسمانى اويند ، معلّم و استاد او باعث تولّد روحانى و حيات معنوى و استخلاص و نجات او از تنگناى ظلمت جهل به وسعت گاه عالَم علم و نوراند ؛ چنان چه حضرت عيسى روح الله « 1 » - على نبينا و آله و عليه السلام - مىفرمايد « لَن يلِجَ مَلكوتَ السماءِ و السماواتِ مَن لَم يولَدْ مرّتَين » ؛ « 2 » پس [ معلمان ] اليق و أحق‌ّاند به تعظيم و ستايش و شكرِ نعما . و بايد هر كسى كه سخنى نيكو و امرى پسنديده بيان نمايد و يا غلطى و يا خطايى از او صادر گردد و يا اظهار كند ، بلا تأمّل در ردّ و انكار او در نيايد و معارض با كسى نگردد - باطلًا كان أو حقّا - و تقبيح و تشنيع طبيبى ديگر ننمايد . و خطاى ديگران را مايهء افتخار و تعزّز خود نشمارد ؛ بلكه مايهء تنبّه خود داند كه خود چنين تدابير ننمايد . دوم : آن كه بايد به حسن خُلق و بِشاشَت و لطف كلام ، متفقّد و متوجّه احوال‌پرسى مَرضى باشد . و اگر تكرار و يا سوءِ تدبيرى نمايند ، به زودى از جا در نيايد و طيش و غضب نكند و از خود نرنجاند و سخنى نگويد كه باعث يأس آن‌ها « 3 » گردد ؛ بلكه به ترحم « 4 » و تلطّف و مدارا ، مكّرر سخن آن‌ها را بشنود و به عنوان نُصح و موعظه آن‌ها « 5 » را از ناپرهيزى و سوءِ تدبير باز دارد و بگويد : « زحمت و مشقّت چند روزى را براى صحّت و تندرستى دايمى اختيار بايد نمود كه « 6 » اين ، سهل است و آن ، دشوار » .

--> ( 1 ) . الف : ( روح الله ) حذف شده . ( 2 ) . « كسى كه علاوه بر تولد اولش تولد دومى نيابد ، به باطن و ملكوت آسمان‌ها راه نمىيابد » . ( 3 ) . ب : ايشان . ( 4 ) . الف : ترنّم . ( 5 ) . ب : ايشان . ( 6 ) . الف : ( كه ) حذف شده .